معرفی و دانلود کتاب های صوتی ( کتاب شنیداری )




توی این دوره و زمانه که انواع شبکه های اجتماعی وقت آدم ها را پر کرده اند دیگه کسی حال و حوصله و فرصت خواندن کتاب های نوشتاری را ندارد برای همین به همه علاقمندان به یادگیری پیشنهاد میکنم تا از کتاب های صوتی ( شنیداری یا گویا ) استفاده بکنند . اگر در گوگل کلماتی مثل " کتاب صوتی یا کتاب گویا و ... " را سرچ بکنید با سایت های بسیاری آشنا خواهید شد که انواع کتاب های صوتی را با موضوعات مختلف بصورت رایگان در اختیار دانش پژوهان و دوستداران کتاب گذاشته اند . خوبی این کتاب های صوتی اینکه میشه اونها را در هر جا و در هرشرایطی گوش داد مثل تاکسی و مترو و حتی کلاس درس و مهمانی ! و دیگه جایی برای بهانه گیری برای فرار از مطالعه و دانش اندوزی باقی نمی گذاره .

در اینجا چندتا از کتاب های صوتی جالب را که خودم از این سایت های ارائه کننده کتاب های گویا دانلود و گوش کردم  را معرفی میکنم : کتاب های صوتی " امپراتوری ایران ، امپراتوری هیتلر ، تکامل فیزیک ( آلبرت اینشتین ) ، قلعه حیوانات ، رازهایی درباره زنان و مردان ، 48 قانون قدرت ، جهان در پوست گردو ( استفون هاوکینگ ) ، چگونه زیبا سخن بگوییم ، سقوط ( آلبر کامو ) ، تولد و مرگ فیزیک جدید ، رمان مسخ ( صادق هدایت ) ، اعتماد به نفس ، رمان دنیای سوفی ، مدیر یک دقیقه ای و ... )


امیدوارم کتاب های بالا را در گوگل سرچ و دانلود کنید و از گوش کردن به اونها نهایت لذت را ببرید . 



دانلود کتاب های نایاب و ممنوعه




هـمه مــردان شـاه
تاريخ گفـته نشده اسلام
تشيع و قدرت در ايران - ب.كشاورزي
شيطان و خدا - ژان پل سارتر
علي نماد شيعه گري - آله دالفك
پيامبران خرد - شهريار شيرازي
ترور و اسلام - حسين ملك
ملاحظاتي در تاريخ اسلام - ع . ميرفطروس
اسلام شناسي ج 1 و 2 - ع . ميرفطروس
آيات شيـطانـي جلد اول - سلمان رشدي


كوروش بزرگ ومحمدعبدالله - م.انصاري
الله اكبـــر - مسعود انصاري
روز قيامت در اسلام - م.انصاري
شيعي گري و امام زمان - م.انصاري
اسلام و مسلماني - مسعود انصاري
23 ســـال - علي دشـتـي
تخت پولاد - علي دشتي
فرهنگ چيست - احمد كسروي
كار؛ پيشه و پول - احمد كسروي
فرهنگ است يا نيرنگ - احمد كسروي
سرنوشت ايران - احمد كسروي
دين و جهان - احمد كسروي
در راه سياست - احمد كسروي
در پيرامون خرد - احمد كسروي
درپاسخ بدخواهان - احمد كسروي
خواهران و دختران ما - احمد كسروي
خدا با ماست - احمد كسروي
حاجي هاي انباردار - احمد كسروي
پندارها - احمد كسروي
بهائـيگـري - احمد كسروي
صوفي گري - احمد كسروي
شيعي گري - احمد كسروي


سوناي زعفرانيه - دكترنوري زاده
اعترافات سعيد امامي - دكترنوري زاده
فلاحيان، مردي براي همه فصول جنايت
از حجتيه تا حزب الله – دكتر نوري زاده

خاندان خميني - مهدي شمشيري
غرور و سقوط - ج 1
غرور و سقوط - ج 2
غرور و سقوط - ج 3
ايستاده بر آرمان - علي غريـب
لانه فساد - وقايع داخل زندان اوين
حقوق زن ، حقوق بشر است

اعلامیه جهانی حقوق بشر

از دیکتاتوری تا دموکراسی - جین شارپ
جامعه ایران در دوران رضا شاه
پشت پرده هاي انقلاب - بهرام چوبينه
پاسخ به تاريخ - محمدرضا پهلوي
سقوط شاه – فريدون هويدا
سـتيز و مدارا - رامين كامران
هويت ، كيهان ، سعيد امامي - اكبر گنجي
عاليجناب سرخپوش...- اكبر گنجي
به مردم دروغ مي گفتيم - اكبر گنجي

ساواك – كريستين دلانوا / ج 1
ساواك – كريستين دلانوا / ج 2
ساواك – كريستين دلانوا / ج 3

اسرار كائنات – پروفسور ابراهيم ويكتوري

شگفتيهاي جهان - پروفسور ويكتوري
37 كتاب از صادق هـدايـت
روسپيان سودازده من - ماركز
قلعه حيوانات - جرج اورول
قربانيان انقلاب 57 - عمادالدين باقي

جنايات هولناك رژيم در شهريور 67 - ج 1
جنايات هولناك رژيم در شهريور 67 - ج 2
جنايات هولناك رژيم در شهريور 67 - ج 3

آيات شيـطانـي جلد دوم - سلمان رشدي
شـــرم - سلمان رشـدي
بشـارت - هوشنگ معين زاده
كمدي خدايان - هـ.معين زاده
آيا خدا مرده است؟ - هـ.معين زاده
خيام و آن دروغ دلاويز - هـ.معين زاده
تولـدي ديـگر - ش . شـفــا
حقوق بشر، قانون بيضه...1 - ش.شفا
حقوق بشر، قانون بيضه...2 - ش.شفا
حقوق بشر، قانون بيضه...3 - ش.شفا
حقوق بشر، قانون بيضه...4 - ش.شفا
بازشناسي قرآن - مسعود انصاري
نگاهي نو به اسلام - مسعود انصاري




کارتون - تنها هنر دیکتاتور ها




کاریکاتور - شخصیت دیکتاتور ها




کارتون - مرده پرستان در سوگ دیکتاتور




کاریکاتور - انتخابات در جمهوری اسلامی





کارتون - بازی های مورد علاقه دیکتاتور ها

عکس - سید علی چه نـــــاگوارا



اکثر دیکتاتورها به انواع بیماری های اعصاب و روان مثل اسکیزوفرنی و پارانوئید مبتلا هستند و در دنیایی پر از توهمات دیداری و شنیداری و شکاکیت و بدبینی و ... زندگی میکند . آنها حتی در عالم خواب هم آرامش ندارند و کابوس دسیسه چینی دشمنان ، لحظه ای دیکتاتور ها را رها نمیکند و تنها کاری که این فشارهای روحی و روانی آنها را تخلیه میکند عربده کشی و توهین کردن به منتقدان خارجی و شکنجه و اعدام کردن منتقدان داخلی ست . دیکتاتور ها بیماران اعصاب و روانی هستند که بجای آسایشگاه در کاخ ها نگهداری میشوند و بجای پرستارها، ژنرال ها از ایشان مراقبت میکنند.

کاریکاتور - آماده باش مردم برای اعدام شدن در حکومت های دیکتاتور


کاتورن - تلاش احمدی نژاد برای بازگشت به قدرت




دانلود رمان قلعه حیوانات اثر جورج اورول



نام کتاب : قلعه حیوانات Animal Farm
نویسنده : جورج اورول George Orwell

چند خطی از فصل اول :
آقای جونز مالک مزرعه مانر به اندازه ای مست بود که شب وقتی در مرغدانی را قفل کرد از یاد برد که منفذ بالای آن را هم ببندد. تلوتلوخوران به حلقه نور فانوسش که رقص کنان تاب می خورد سراسر حیاط را پیمود، کفشش را پشت در از پا بیرون انداخت و آخرین گیلاس آبجو را از بشکه آبدارخانه پرکرد و افتان‌وخیزان به سمت اتاق خواب که خانم جونز در آنجا مشغول خروپف بود رفت.

به محض خاموش شدن چراغ اتاق خواب، جنب و جوشی در مزرعه افتاد. در روز دهان به دهان گشته بود که میجر پیر، خوک نر برنده جایزه نمایشگاه حیوانات، شب گذشته خواب عجیبی دیده است و می خواهد آن را برای سایر حیوانات نقل کند، مقرر شده بود به محض اینکه خطر آقای جونز در میان نباشد همگی در انبار بزرگ تجمع کنند. میجر پیر ( همیشه او را به این نام صدا می کردند، گرچه به اسم زیبای ویلینگدن در نمایشگاه شرکت کرده بود) آنقدر در مزرعه مورد احترام بود که همه حاضر بودند ساعتی از خواب خود را وقف شنیدن حرفهای او کنند….

کارتون - مرده پرستان در سوگ دیکتاتور




آشنائی با انواع دموکراسی



دِموکراسی یا مردم‌سالاری، (به انگلیسی Democracy ) یک روش حکومتی است برای مدیریت کم خطا بر مردم حق مدار که در آن مردم، نه فرد یا گروهی خاص، حکومت می‌کنند. گونه‌های مختلف دموکراسی وجود دارد.میان انواع گوناگون مردم‌سالاری، تفاوت‌های بنیادین وجود دارد. بعضی از آنها نمایندگی و قدرت بیشتری در اختیار شهروندان می گذارند. در هر صورت اگر در یک دموکراسی، قانون گذاری دقیق برای جلوگیری از توزیع نا متوازن قدرت سیاسی صورت نگیرد (برای مثال تفکیک قوا)، یک شاخه نظام حاکم ممکن است بتواند قدرت و امکانات زیادی را در اختیار گرفته و به آن نظام دموکراتیک لطمه بزند. از «حکومت اکثریت» به عنوان خاصیت اصلی و متمایز کننده دموکراسی نام برده می شود. در صورت عدم وجود حاکمیت مسؤلیت پذیر، ممکن است که حقوق اقلیت‌های جامعه مورد سؤ استفاده قرار گیرد (که در آن صورت به آن دیکتاتوری اکثریت می گویند.) از اصلی‌ترین روندهای موجود در دموکراسی‌های ممتاز می توان به وجود رقابت‌های انتخاباتی عادلانه اشاره کرد. علاوه بر این، آزادی بیان، آزادی اندیشه سیاسی، و مطبوعات آزاد از دیگر ارکان اساسی دموکراسی هستند که به مردم اجازه می دهند تا با آگاهی و اطلاعات بر حسب علاقه شخصی خود رای بدهند.

مفهوم مردم‌سالاری

از دیدگاه نظریه پردازان سیاسی مفاهیم متنوعی برای مردم سالاری وجود دارد.
از دیگاه تقلیل گرایی یا مینی مالیزم، مردم سالاری سیستم حکومتی است که در آن شهروندان به گروهی از رهبران سیاسی حق حکومت را از طریق انتخابات دوره‌ای اعطا می کنند. این نظریه حکومت چند تنی و پلیارشی (polyarchy) نیز نامیده می‌شود.

مفهوم جمعی (Aggregative) مردم سالاری اذعان دارد که حکومت باید به تدوین قوانین و سیاست هایی بپردازد که بسیار نزدیک به نظرات میانه مردم باشد، نیمه ای در سمت راست و نیمه‌ای در سمت چپ.
مردم سالاری شورایی (Deliberative) بر مبنای این اصل استوار است که مردم سالاری حکومت با بحث می‌باشد. مردم سالاران شورایی ادعا می‌کنند که قوانین و سیاست‌ها می باید بر مبنای استلالهایی باشد که تمام شهروندآن بتوانند آن را بپذیرند. پهنه سیاست باید جایی باشد که رهبران و شهروندان در آن به مباحثه پرداخته، به یکدیگر گوش فرا داده و نظرات خود را تغییر می‌دهند.

مفاهیم فوق به مردم سالاری از طریق نمایندگان آنها اشاره دارد. مردم سالاری مستقیم (Direct) می‌گوید که شهروندان باید مستقیما و نه از طریق نمایندگان خود در ایجاد قوانین و سیاستها مشارکت داشته باشند. فعالیت سیاسی به خودی خود ارزشمند بوده، موجب اجتماعی شدن و فرهیختگی شهروندان شده و مشارکت مردمی می‌تواند نخبگان توانمند را ارزیابی کند. و از همه مهم تر اینکه شهروندان در حقیقت بر خود حکومت نمی‌کنند مگر آنکه خودشان مستقیما قوانین و سیاست‌ها را تصمیم گیری کرده باشند.

مفهوم دیگر مردم سالاری تساوی سیاسی بین تمام شهروندان می‌باشد. این مفهوم به جوامعی اشاره دارد که در آنها عرف، روش و الگوهایی وجود دارد که به‌عنوان راهنماهایی به سوی تساوی قدرت سیاسی تلقی می‌شوند. اولین و مهم‌ترین این عرفهای اجتماعی عبارت از رخداد منظم، آزاد و آشکار انتخابات می‌باشد که به منظور انتخاب نمایندگانی می‌باشد که پس از انتخاب شدن مدیریت کل و یا عمده سیاستهای عمومی جامعه را عهده دار می‌شوند.

در این دیدگاه ممکن است اشکال شود که اکثریت رای دهندگان برای سیاست تصمیم می‌گیرند نه اکثریت مردم و بنابراین راه بحث در باره اجباری شدن مشارکت سیاسی مثل رای دادن اجباری را باز می نماید. و نیز اشخاص با پشتوانه مالی بیشتر امکان تأثیر گذاری بیشتری در جامعه در مبارزات انتخاباتی داشته و بنابراین ممکن است قوانینی جهت شفاف سازی منابع مالی در اختیار نامزدهای انتخاباتی مورد نیاز باشد

گونه‌های مردم‌سالاری

مردم‌سالاری جفرسونی :
مردم‌سالاری نمایندگی:
مردم‌سالاری نمایندگی به این معناست که تصمیمات مربوط به جامعه، نه بدست اعضای آن، بلکه توسط افراد ویژه‌ای که مردم برگزیده‌اند؛ گرفته می‌شود. شکل‌های گوناگون مردم‌سالاری نمایندگی در بسیاری از سازمان‌ها هم وجود دارد.

مردم‌سالاری نمایندگی چندحزبی:
نظام‌های مردم‌سالاری نمایندگی چندحزبی در هر یک یا همه این سطوح، هنگامی که رأی‌دهندگان بتوانند از میان چندحزب در فرآیند سیاسی یکی را گزینش کنند، یافت می‌شود. ملت‌هایی که شیوه مردم‌سالاری چندحزبی را برگزیده‌اند، و در آن توده جمعیت بزرگ‌سال از حق رأی در سطوح گوناگون برخوردار است، معمولاً مردم‌سالاری لیبرال نامیده می‌شوند. ایالات متحده آمریکا، کشورهای اروپای غربی، ژاپن، استرالیا، نیوزیلند و هند در دسته مردم‌سالاری‌های لیبرال قرار می‌گیرند.

مردم‌سالاری نمایندگی تک حزبی:
بعضی از کشورها مانند چین، با این که در آن‌ها تنها یک حزب وجود دارد؛ خود را مردم‌سالاری می‌دانند. در این کشورها، در حالی که رأی‌دهندگان امکان انتخاب از میان احزاب گوناگون را ندارند، انتخابات وجود دارد که از راه آن‌ها نمایندگان در سطوح گوناگون محلی و ملی تعیین می‌شوند. این کشورها در دسته مردم‌سالاری نمایندگی یک حزبی قرار دارند. اصلی که معمولاً در مردم‌سالاری نمایندگی یک حزبی وجود دارد این است که حزب واحد اراده فراگیر اجتماع را بیان می‌کند. به نظر مارکسیست‌ها، احزاب در مردم‌سالاری‌های لیبرال نماینده منافع طبقات گوناگون هستند. در جوامع کمونیستی، تنها یک حزب ضروری شمرده می‌شود؛ بنابراین رأی‌دهندگان، نه از میان احزاب، بلکه از میان نامزدهای انتخاباتی که سیاست‌های گوناگونی دارند؛ نمایندگان خودشان را انتخاب می‌کنند.

مردم‌سالاری مشارکتی:
در مردم‌سالاری مشارکتی یا مردم‌سالاری مستقیم، تصمیمات به طور جمعی به‌دست افراد گرفته می‌شد. این نخستین گونهٔ مردم‌سالاری بود که در یونان باستان یافت می‌شد. اقلیت کوچکی از جامعه که شهروند نامیده می‌شدند، برای بررسی سیاست‌ها و گرفتن تصمیمات مهم به طور منظم گردهم می‌آمدند. مردم‌سالاری مشارکتی در جوامع امروزی، که توده مردم از حقوق سیاسی بهره‌مندند و برای همه امکان مشارکت فعالانه نیست؛ بسیار محدود است. برخی جنبه‌های مردم‌سالاری مشارکتی هنوز هم کاربرد دارند و سازمان‌های زیادی در این گونه جوامع از این شیوه استفاده می‌کنند. برگزاری رفراندوم‌ها در سطح ملی برای مسائل مورد اختلاف؛ نمونه‌ای از مردم‌سالاری مشارکتی است.

شبه مردم‌سالاری:

شبه مردم‌سالاری حکومتی است که هرچند در آن مردم حکومت ندارند؛ اما برخی نهادهای مردم‌سالارانه وجود دارند؛ اگرچه سیاست این گونه حکومت‌ها به ظاهر مردم‌سالارانه‌است ولی در عمل نهادهای مردم‌سالار، خواست مردم را اجرا نمی‌کنند.

وضعیت امروزی
امروزه جز کشورهای عربستان سعودی، واتیکان، میانمار و برونئی، تمام حکومت‌ها خود را مردم‌سالار می‌دانند. پژوهش‌های گوناگونی برای تحلیل نظام‌های حکومتی و درجه‌بندی میزان مردم‌سالاری در کشورهای مختلف انجام می‌پذیرد. از این دست می‌توان به مجموعه داده‌های پلیتی‌اشاره کرد.
تحلیل پلیتی از میزان وجود دمکراسی در کشورهای مختلف، که در سال ۲۰۰۳ انجام شده‌است. کشورهای با رنگ روشن درجه بهتری در زمینه میزان وجود دموکرسی دارند. طبق این تحلیل عربستان سعودی و قطر دارای غیر دمکرات‌ترین حکومت‌ها هستند.

شاخص دموکراسی منتشر شده در سال ۲۰۰۸ توسط مجله اکونومیست، کشورهایی با رنگ آبی روشن امتیاز بالای ۹٫۵ تا ۱۰ را دارند و کشورهایی با رنگ تیره با امتیاز زیر ۲ از نظر شاخص جهانی دموکراسی در آنها کمتر است. بر اساس این گزارش، سوئد و کره شمالی با دارا بودن امتیاز ۹٫۸۸ و ۰٫۸۶ به ترتیب دموکراتیک‌ترین و غیر دموکرات‌ترین کشورهای دنیا هستند.

منتقدین
افلاطون و ارسطو از منتقدان حکومت دموکراتیک بوده‌اند و آن را بدترین نوع حکومت دانسته‌اند. از نظر منتقدین حکومت دموکراتیک؛ اکثر مردم شایستگی لازم برای تصمیم‌گیری در مسائل سیاسی را ندارند. از نظر ایشان، دموکراسی مانعی برای برنامه‌ریزی متمرکز و تصمیم‌گیری قاطع است و مسیر پیشرفت را دشوار می‌سازد. هواداران حکومت دموکراتیک باور دارند که این گونه حکومت بهترین راه برای مبارزه با تراکم قدرت است و باعث کنترل سیاسی بهتر برای پیشرفت و توسعه می‌شود.




بررسی مکتب ناسیونالیسم



ملی‌گرایی، ملت‌باوری، یا ناسیونالیسم نوعی آگاهی جمعی است، يعنی آگاهی به تعلق به ملت که آنرا «آگاهی ملی» می‌خوانند. آگاهی ملی، اغلب پدیدآورنده حس وفاداری، شور، و دلبستگی افراد به عناصر تشکیل‌ دهنده ملت (نژاد، زبان، سنت‌ها و عادت‌ها، ارزش‌های اجتماعی، اخلاقی، و به طور کلی فرهنگ) است و گاه موجب بزرگداشت مبالغه‌ آمیز از آنها و اعتقاد به برتری این مظاهر بر مظاهر ملی دیگر ملت‌های می‌شود.

به صورت کلی به جریان اجتماعی‌ـــ ‌سیاسی ِ راست‌گرایی گفته می‌شود که می‌کوشد با نفوذ در ارکان سیاسی کشور در راه اعتلا و ارتقای اساسی باورها، آرمان‌ها، تاریخ، هویت، حقوق و منافع ملت گام بردارد. این جریان با محور قرار دادن منافع ملت به عنوان نقطهٔ گردش تمامی سیاست‌های خارجی و داخلی، باعث جهش‌های تکاملی و سرعت بخشیدن به حرکت روبرشد ملل در رسیدن به تمدن جهانی می‌شود.

ناسیونالیسم، در تضاد با باور نوینی است که جهان‌میهنی (انترناسیونالیسم) نام دارد و طرفدار یکی شدن همهٔ مرزها و از میان رفتن مفهوم امروز «کشور» است. ناسیونالیسم با ارائه و بنیان مفاهیمی مانند «عشق به میهن» و یا «ملت‌پرستی» به جنگ با باورهای انترناسیونالیستی رفته و می‌کوشد کاستی‌های پدید آمده‌ از کارشکنی‌های سیستم‌ها و اشخاص «جهان‌میهن» را برطرف سازد.

ناسیونالیسم در سیاست‌ معمولاً به‌عنوان یک زیرمجموعه‌ برای دیگر باورهای همسو شناخته می‌شود و قابلیت ارتجاع به «راست و چپ» را داراست. (برای نمونه ناسیونال‌ سوسیالیسم، یا ناسیونال‌ دموکراسی) ناسیونالیسم شالوده‌ای برای خواست با هم زیستن واحدهای سیاسی و قومی است و متضمن این اندیشه‌ است که فرمانروایان و شهروندان بهره مند از همزیستی در این واحد سیاسی فرضی متعلق به یک تبار قومی (Ethnos) هستند. احساسات ملی ریشه در اندیشه ساخت جامعه‌ای با هویت زبانی، مذهبی، و روانشناختی مبتنی بر تصور خویشاوندی کهن اعضای یک گروه قومی فرضی است. تصور ذهنی این جامعه از واقعیتهای تاریخی آن نیز اهمیت بیشتری دارد. از اینرو گروهی از پژوهشگران به پیروی از ماکس وبر ملت را «بزرگترین گروهبندی مردم معتقد به دارای نیای مشترک» تعریف کرده‌اند. ملتها بر اساس گستره سرزمینی نیز تعریف شده‌اند. در انسان شناسی بررسی هویت قومی مردم نه تنها به فرهنگ بلکه به محیط فیزیکی پدید آورنده آن فرهنگ در طی قرنها یا حتی هزاران سال پیش توجه می‌شود. منتسکیو اصل جغرافیا را برای تعریف خود از فرهنگ مورد استفاده قرار می‌داد. شرایط ژئوفیزیکی و اقلیم به شدت بر راه و روش معیشت مردمان و راه و رسم زندگانی شان تاثیر گذار بوده‌اند. این عوامل حتی در فلکلور و روانشناسی مردم نیز موثر بوده‌اند

علت رواج ناسیونالیسم

مهم ترین عامل رشد ملی گرایی ایجاد یک آرمان و هویت برای ملل بود. انسان بدون آرمان نمی تواند زندگی کند. در قرون وسطی آرمان مسیحیت در اروپا رواج داشت. با تضعیف کلیسا عملا چیزی وجود نداشت که موجب رستاخیز مردم شود و آنان را در برابر دشمنان متحد گرداند. عامل دیگر دادن انگیزه به سربازان و تقویت روحیه آنان برای فداکاری در راه میهن بود. دیگر این که ناسیونالیسم کمک شایانی به بهبود اقتصاد هر کشور می کرد. وقتی مردم یک کشور تنها کالای ملی بخرند در نهایت سود آن به همه ی جامعه می رسد.

پرچم داران ناسیونالیسم

روسو و مونتسکو از نخستین پیامبران شبه مذهب ناسیونالیسم بودند. ناپلئون رشد این ایده را سرعت بخشید تا آن جا که ناسیونالیسم حتی از دموکراسی و آزادی خواهی هم زودتر در مشرق زمین توسعه یافت. قرن 19 را باید عصر طلایی ملی گرایی نامید زیرا جفرسون و پین ناسیونالیسم آمریکایی را پایه گذاری کردند. در انگلیس بنتام و گلادستون ناسیونالیسم انگلیسی را به اوج رساندند. در ایتالیا گریبالدی و مزینی که از بزرگ ترین تئورسین های مکتب ناسیونالیسم بودند قد علم کردند. ویکتور هوگو در فرانسه و بیسمارک در آلمان از پرچمداران به نام ملی گرایی بودند.

ناسیونالیسم در خاورمیانه

در کشور های اسلامی ملی گرایی در قرن 19 ظهور کرد. مصر و ترکیه پیشتاز بودند. ناپلئون شخصاَ مؤسسه ای با نام بنیاد مصر بنیاد کرد که هدفش تقویت مصری گرایی بود. در همین راستا باستان شناسانی مانند کلو، سریزی، لینان و روسه به مصر اعزام شدند. سیلوستر دوساسی و برخی دیگر از پژوهشگران فرانسوی نیز درباره ی عظمت تمدن فراعنه کتاب ها نوشتند.

در پی این دسته ای از روشن فکران به وجود آمد که به پرچم داری قومگرایی مصری تأکید داشتند. رفافه طه طاوی(1873-1801) ناسیونالیسم مصری را مطرح کرد.پیشتاز دیگر در ناسیونالیسم مصری یعقوب یصنوع بود. طه حسین و لطفی السید نیز به سرکردگی حزب وفد در سیاست مصر نفوذ فراوان یافتند. نحاس پاشا و بسیاری دیگر از سیاست مداران ملی گرا بودند.ترکیه از کشور هایی است که از ملی گرایی متأثر شد. برنارد لوییس معترف است که سه نفر الهام بخش ناسیونالیسم ترک بودند. آرترلملی داوید (1811-1832) با کتابی به نام بررسی های مقدماتی که پیرامون برتری نژاد ترک بر عرب و سایر ملل شرقی نوشته شده بود؛ شدیداَ احساسات ناسیونالیستی ترک ها را شعله ور ساخت. داوید لئون کهن در سال 1899 کتابی به نام دیباچه ای بر تاریخ آسیا منتشر کرد و در ملی گرایی ترک سهم به سزایی داشت.

ولی کسی بیش از دیگران در ایجاد ناسیونالیسم ترک و عرب نقش داشت ارمنوس ومبری (1918-1832) بود که درباره ی احیای ملت ترک کتاب های بسیاری منتشر کرد. در نتیجه نهضت ناسیونالیستی «ترکان جوان» ایجاد گردید که به توران بزرگ و اعتقاد به برتری نژادی ترک معتقد بودند و انقلاب 1908 و عزل سلطان عبدالحمید را باعث گردیدند. همین ها بودند که با حس جاه طلبی عثمانی را به ورطه ی جنگ جهانی اول کشانیدند و تیر خلاص را بر امپراتوری پوسیده عثمانی وارد ساختند.

پس از مصر، لبنان و سوریه پیشتاز عربی گری بودند. پایگاه عمده ی پان عربیسم مسیحیان عرب بودند.

یکی از بارز ترین نمونه ها نجیب عازوری است که در سال 1904 کتابی به نام بیداری ملت عرب منتشر کرد. وی در پاریس ماهنامه ای به نام استقلاب عرب منتشر می ساخت که با همکاری اروژن یونگ صورت می گرفت. یونگ در کتابی با نام قیام عرب قوم گرایی عرب را مورد ستایش قرار داد. غیر از عازوری مسیحیانی مانند پطرس بستانی، ناصف الیزحی، ابراهیم الیزحی، نوفل نوفل، سلیم نوفل، میخائیل شمحاده، سمعان کلهون، جرجیس فیاض، رسلان و مشیقه که وابستگان استعمار بودند تلاشی گسترده در احیای ملی گرایی عربی داشتند.سرانجام شریف حسین قیام ملی عربی را آغاز کرد و امپراتوری عثمانی تجزیه شد .




آریستوکراسی چه نوع حکومتی ست؟


آریستوکراسی به معنای اشرافیت است و معمولاً آن قشر و دسته‌ای را نشان می‌دهد که امتیازات فراوان دارند، از ثروت و نفوذ برخوردارند، صاحب مقامات عالیه هستند و چه بسا برای حفظ این امتیازات، به اصل و نسب خود نیز ببالند. در اصل آریستوکراسی، آن قشر بالایی در پایان جامعه کمون اولیه را معین می‌کرد که صاحب درآمد و ثروت شده یا از اعقاب سران قبیله و فرماندهان و سایر صاحبان نفوذ بودند. لذا آریستوکراسی یا اشرافیت در دوران جوامع دودمانی پدرشاهی- پدیدار می‌شود.

در جامعه برده‌داری، واژه آریستوکراسی مخصوص ثروتمندترین خانواده‌های برده‌دار صاحب اراضی وسیع بود. در جامعه فئودالی آریستوکرات به اشراف درای زمین‌های فراوان و درباریان متنفذ، اعیان و صاحبان مقامات عالی در دستگاه دولتی می‌گفتند که همه این امتیازات نیز ارثی بودند. نخستین انقلاب‌های بورژوازی منجمله علیه آریستوکراسی بودند که در بعضی کشورها دست آن‌ها را از قدرت سیاسی کوتاه کرده و در بسیاری دیگر طبقه استثمارگر بورژوازی و فئودال‌های آریستوکرات به توافق و تفاهم رسیدند و در حکومت شریک شدند. در جریان تکامل جامعه سرمایه‌داری بسیاری از آریستوکرات‌ها خود را با شرایط جدید تطبیق داده و همه به سرمایه‌داران بزرگ مبدل شدند.

اینک در مباحث اجتماعی لفظ آریستوکرات به معنای عام قشر فوقانی صاحب امتیاز و دارای نفوذ از یک طبقه یا گروه‌های اجتماعی که از حقوق و امکانات ویژه برخورداند به کار می‌رود. عبارت «آریستوکراسی کارگری» اصطلاحاً درباره آن قشری از کارگران در کشورهای سرمایه‌داری به کار می‌رود که از سودهای بسیار کلان انحصاری سهمی می‌برند و از توده کارگران جدا هستند و محصول نفوذ ایدئولوژیک و سیاسی سرمایه‌داری در بین پرولتاریا می‌باشند.




تعریف استبداد یا دیکتاتوری چیست ؟



استبداد یا دیکتاتوری (به فرانسوی Dictature) نوعی قدرت مداری است که برخی از ویژگی‌های زیر را داشته باشد:

در کار نبودن هیچ قانون و یا سنتی که کردار فرمانروا (یا فرمانروایان) را محدود کند و یا آنکه فرمانروا با قدرت نامحدود خود آنها را زیر پا بگذارد.

به دست آوردن قدرت دولت با شکستن قوانین پیشین.

نبودن قاعده و قانونی برای جانشینی.

به‌کار بردن قدرت در جهت منافع گروه اندک.

فرمان‌برداری مردم از قدرت دولت تنها به سبب ترس از آن .

انحصار قدرت در دست یک نفر .

به‌کار بردن ترور به‌عنوان وسیله اصلی کار بست قدرت.

برخی از این ویژگی‌ها همگانی‌ترند ؛ چنانکه می‌توان صفات دیکتاتوری را در مطلق بودن قدرت ، به‌ زور به‌دست‌ آوردن آن و نبودن قواعدی منظم برای جانشینی خلاصه کرد.




انواع آنارشیسم کدام است ؟


آنارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است. آنارشیسم برخلاف باور عمومی، خواهان «هرج و مرج» و جامعه «بدون نظم» نیست، بلکه همکاری داوطلبانه را درست می‌داند که بهترین شکل آن ایجاد گروه‌های خودمختار است. طبق این عقیده، نظام اقتصادی نیز در جامعه‌ای آزاد و بدون اجباریک قدرت سازمان‌ یافته بهتر خواهد شد و گروه‌های داوطلب می‌توانند بهتر از دولت‌های کنونی از پس وظایف آن برآیند. آنارشیست‌ها به طور کلی با حاکمیت هرگونه دولت مخالفند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند (که معایبش کمتر از استبداد سلطنتی است). آنارشیسم خود زیرنحله‌های پرشماری می‌دارد که جز در یکی دو اصل بنیادین شباهت چندانی با هم ندارند. این خود تا حدی خواسته از ماهیت آنارشیسم است که وجود خویشتن را در نفی و مخالفت می‌جوید. ماهیت آزاد و غیرمتمرکز آنارشیست‌ها در سازمان‌ نیافتگی نسبی تشکیلات ایشان پیداست. ایشان ضمن التزام به اصول بنیادین آنارشیسم در تفسیر این اصول و به فعلیت درآوردن آنها اختلاف‌های اساسی دارند . مهم‌ترین این اصل‌های بنیادین چنانکه پیشتر گفته شد نفی حکومت است وعصارهٔ تفکر آنارشیستی تأکید بر آزادی فرد دارد . این تأکید منجر به تقبیح و مخالفت با هر گونه اقتدار بیرونی (خاصه حکومت) که مانعی در رشد و تعالی آزاد فرد تلقی می‌شود، می‌گردد .

تفکرات

آنارشی مشتق از واژهٔ یونانی anarkos به معنای «بدون رئیس» و Anarchia به معنای «عدم حکومت» است. از اندیشمندان برجستهٔ آنارشیست می‌توان از ویلیام گادوین ، ماکس اشتیرنر، لئو تولستوی، پیر ژوزف پرودون، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین، الیزه رکلوز، ماری بوخین ، اما گلدمن ، نوام چامسکی ، و اخیراً متفکران آزادی‌طلب و محافظه‌کاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد نام برد.

آنارشیست‌ها در فلسفه «بگذار انجام دهند» (Laissez faire) با هم اشتراک نظر دارند اما در تئوری به دسته‌های آنارشیسم تحول‌خواه، آنارشیسم کمونیست، و آنارشیسم اندیویدوالیست تقسیم می‌شوند.
برای مثال پرودون یک آنارشیست اندیویدوالیست بود و آنارشیسم به شکل یک جنبش اجتماعی با کتاب «مالکیت چیست» او آغاز شد. پرودون با مالکیت مخالف نیست بلکه نحوه اکتساب و بهره‌ برداری از آن را نیازمند اصلاح می‌داند. آنارشیسم از نظر روش‌های اجرایی به دو دسته آنارشیسم انقلابی و آنارشیسم مسالمت‌جو تقسیم می‌شود. آنارشیست‌های رادیکال (انقلابی) طرفدار ترور، اعتصاب و برانداختن ناگهانی تشکیلات دولت هستند. در سده ۱۹ آنها سیاستمدارن و پادشاهان بسیاری را ترور کردند. آنارشیست‌های مسالمتجو مانند لئو تولستوی، طرفدار عدم خشونت هستند.

آنارشیسم نوین

صورت بندی مدرن نظریهٔ آنارشیسم با اثر ویلیام گادوین در سال ۱۷۹۳با نام تفحصی پیرامون عدالت سیاسی و تأثیرش بر شادمانی و فضیلت عام آغاز شد. بسیاری چون پرودون باکونین، اشتیرنر، تاکر، تولستوی و کروپوتکین دنبالهٔ کار وی را گرفتند.

نظریه‌پردازان آنارشیسم معمولاً پیرو یکی از چهار شاخهٔ زیرند:
آنارشیسم کمونیست
آنارشیسم سندیکالیست (سندیکاگرا)
آنارشیسم اندیویدوالیست (فردگرا)
آنارشیسم دینی

آنارشیسم کمونیست

پطر کروپوتکین از شخصیت‌های محوری این نحله و واضع اصطلاح «کمونیسم آنارشیست» است. از نظر پیروان این نحله انسان موجودی به‌ ذات اجتماعی ‌است و سود اجتماع در ذات خود در تقابل با سود فرد نیست بلکه مکمل آن است. همنوایی میان انسان و اجتماع در سایهٔ نفی نهادهای اجتماعی اقتدارگر خاصّه دولت ممکن است.

آنارشیسم سندیکاگرا

آنارشیسم سندیکاگرا رستگاری را در نزاع اقتصادی و نه نزاع سیاسی طبقهٔ کارگر می‌جوید. پیروان آن با تشکیل اتحادیهٔ کارگری و سندیکاها قصد نزاع با ساختار قدرت را دارند واز نظر ایشان , سرانجام با یک انقلاب ,بنیادهای حکومت فعلی فرو می‌ریزد و نظم اقتصادی نوِ را دراجتماع بر پایهٔ سندیکاها تشکیل می دهد . اکنون در برخی از کشورهای اروپایی و آمریکای جنوبی به شکل جنبش وسیع توده‌ای درآمده است.

آنارشیسم فردگرا

بنیاد نظری آنارشیسم فردگرا را در آثار ماکس اشتیرنر آلمانی و بنجامین تاکر آمریکایی می توان پیدا کرد. اشتیرنر در کتاب شخص ,عقایدش را تشریح کرده‌است. به اعتقاد وی انسان حق دارد هر آنچه می‌خواهد انجام دهد و هر چه آزادی وی را سلب کند نابود باید گردد. اشتیرنر نه تنها با قانون و مالکیت خصوصی سر مخالفت می‌دارد بلکه با مفاهیم خدا و کشور و خانواده و عشق هم بنای ناسازگاری می‌گذارد.

نظریات تاکر را با نام آنارشیسم فلسفی نیز می‌شناسند و آن را سهم آمریکاییان در تاریخ نظریهٔ آنارشیسم قلمداد می‌کنند. معمولاً میان آنارشیسم فلسفی یا آنارشیسم فردگرا و آنارشیسم کمونیست یا توده‌گرایی تقابل می‌افکنند. از جمله تفاوت‌هایی که بیان می‌دارند تشویق به خشونت در دومی بر خلاف اولی‌ است. این تقابل‌افکنی مخالفانی هم می‌دارد. تاکر در نظریه ‌پردازی‌های خویش در کتاب دارایی چیست؟ از پرودون اثر پذیرفت. او با هرگونه اعمال قدرت از سوی دولت مخالف بود و آن را غیراخلاقی می‌دانست. تاکر و پیروانش با چهار انحصار اصلی‌ای که آبشخورشان وجود دولت می‌بود به مخالفت پرداختند: زمین، پول، دادوستد و حقوق پدیدآورندگان. نابودی این انحصارات را مایهٔ از میان رفتن فقر می‌دانستند. با قدرت‌گرفتن سندیکاها و سایر پیکره‌های اجتماعی در ایالات متحده آنارشیسم فردگرا افول کرد.

آنارشیسم دینی

تولستوی نظریه پرداز آنارشیسم دینی شناخته می‌شود گاه حساب آنارشیسم دینی را از دیگر زیرنحله‌های آنارشیسم جدا می‌کنند. آنارشيست بر مبناي تعقل ذاتي نيز برون مايه اي از همين تغييريات است.

آنارشیسم در قیاس با دیگر نحله‌های سیاسی

آنارشیسم در اصول و یا نسخه‌پیچی‌ها با دیگر نحله‌های سیاسی نظیر لیبرالیسم و سوسیالیسم شباهت‌هایی می‌دارد.

آنارشیسم و لیبرالیسم

در آنارشیسم همچو لیبرالیسم بر آزادی (فردی و سیاسی)، شادمانی و کامیابی فرد تأکید می‌رود. در لیبرالیسم کلید نیل به مقصود, دخالت حداقلی دولت در امور مردمان است , دخالت دولتها باید تنها از روی ضرورت باشد و غرض از آن جلوگیری از اخلال در سیر طبیعی و رفتار«دست نامرئی»‌ است. اما در آنارشیسم حکومت به‌ یک‌ بارگی نفی می‌شود و همین دخالت کمینه هم بر تافته نمی‌شود.

آنارشیسم و سوسیالیسم

رابطهٔ آنارشیسم و سوسیالیسم غامض‌ تر از آنارشیسم و لیبرالیسم است تا آنجا که برخی نویسندگان منکر خویشاوندی میان این دو نحله شده‌اند. این امر برخاسته از آن است که در نگاه نخست در سوسیالیسم تکیه بر حقوق اجتماع در مقابل فرد است در حالی که در آنارشیسم سخن از حقوق فرد در مقابل اجتماع است. با این حال در نهایت به نظر می‌آید که نسخه ‌پیچی‌های آنارشیست‌ها (خصوصاً نوع کمونیست) کم شباهت با نسخه‌ پیچی‌های سوسیالیست‌ها نیست. آنارشیست‌ها چون سوسیالیست‌ها با مالکیت شخصی مخالف‌اند. هر دو برای ساختن جامعه‌ای می‌کوشند که در آن هر کس در حد توانایی‌های خویش در خوشبختی اجتماع بکوشد و تا آنجا که نیاز دارد از خدمات اجتماع بهره‌مند شود.





کارتون - خط امام کجاست ؟






نظام پادشاهی یا سلطنت چه نوع حکومتی است ؟



پادشاهی یا سلطنت (به انگلیسی Monarchy) شکلی‌ است از نظام حکومتی که در آن فردی به عنوان رئیس کشور به نام پادشاه یا ملکه دارد. این عنوان معنای خاص نمادی دارد. هگل ایران ‌زمین را نخستین دولت شاهنشاهی می‌نامد .

ارسطو دژسالاری (تیرانی) را صورت فاسد «فرمانروایی یک نفره» می‌شمرد. مشروعیت پادشاه با توجه به معنای خاص دینی و نمادی مقامش ممکن است منزلت «پدر» ملت را به او بدهد.

امروزه اشکال جدیدی نسبت به شکل فرمانروایی بی‌مهار سلطنت مطلقه به صورت سلطنت مشروطه به معنای حکومتی که در آن رئیس کشور پادشاه است، اما پادشاهی که در عین داشتن نقش‌های مهم رسمی و تشریفاتی، تنها در موارد محدود و معین نقشی در حکومت دارد. در بسیاری از حکومت‌های مشروطه مجلس نقش اصلی در نظارت امور را دارد و نخست‌وزیر که با تأئید پادشاه انتخاب می‌شود، امور اجرایی و تصمیمات اصلی را اخذ می‌کند. شکل خاص این نوع حکومت را در بریتانیای کبیر می‌توان دید که سلطنت نقش نسبتاً تشریفاتی در ادارهٔ امور دارد.

معمولاً جانشینی ارثی را صفت ویژهٔ نظام پادشاهی می‌دانند، اما پادشاه ممکن است انتخابی باشد یا روا باشد که شاه جانشین خود را آزادانه تعیین کند یا با فال‌زنی یا قرعه شاه را انتخاب کنند.




سپاه پاسداران به فناوری تبدیل انرژی جنبشی گـوز به انرژی الکتریکی دست یافت


بار دیگرسپاه پاسداران حماسه آفرید و ثابت کرد که فرزندان خمینی کبیر همچنان استوار و ثابت قدم بسوی قله های تعالی و پیشرفت در حرکت هستند و تحریم ها و تهدیدها هم نمیتواند در مقابل صلابت ایشان ایستادگی نماید .  

امروز دلیرمردان عرصه جهاد و شهادت ، این پاسداران جان بر کف ولایت ، از وسیله ای رونمایی کردند که به یقین تکانه عظیمی را در عرصه علم و مخصوصا الکترونیک ایجاد خواهد کرد.

اسم این وسیله “دینام مقعدی ولایت “ است که اگر آنرا در مقعد یکی از طرفداران نظام مثلا بسیجی ها بگذارید هر وقت آن بسیجی بگوزد یا بچسد، انرژی جنبشی گوزش توربین داخل دینام مقعدی ولایت را بحرکت درخواهد آورد و بدین صورت انرژی الکتریکی تولید خواهد شد و سپس این برق تولید شده از طریق یک فرستنده ماکرو ویو به نزدیکترین آنتن موبایل ( BTS ( ارسال میشود و در مدار قرار خواهد گرفت و همچنین اطلاعات و میزان برق تولیدی هر بسیجی در مرکز مانیتورینگ و کنترل سپاه پاسداران ذخیره خواهد شد که در پایان هر ماه به ازاء هر کیلو وات برق تولید شده مبلغ یک هزار تومان به حساب بانکی آن بسیجی واریز میشود و بدین طریق یک منبع درآمد جدیدی برای بسیجی ها ایجاد خواهد شد.

لازم بذکر است که این وسیله (دینام مقعدی ولایت ) باید بصورت 24 ساعته در مقعد طرفداران نظام ( مثلا بسیجی ها ) باشد تا اگر در خواب هم گوزیدند( یا چسیدند ) برق تولید کرده باشند و انرژی شان به هدر نرفته باشد.